|
بنام بخشندهی مهربان،
بر خلاف سنت همیشگی در همهجای این مرز و بوم، ساعت انتخاب واحدهای ترم بعد یک روز زودتر از موعد مقرر معلوم گردید و این بنده حقیر در بین سایر همکیشان خود (بخوانید ۸۵ایها) جزو آخرین دسته قرار گرفتم. (به قول یکی از دوستان)، اَت دِ مُمِنت تنها یک چیز مغز (کجا؟)ام را به خود مشغولاند و آن هم چیزی نبود جز درس شیرین و قند و عسل و ... (کم موندهبود مرض قند بگیرم) طراحی و تحلیل سیستُمها! دو تن از شخصیتهای شخیص دانشکده (یا به قولی، صی ئی) این درس با اهمیت دار (قابل توجه دوستان کوه نورد!) را ارائه مینُمایند. یکیشان استاد حبیبی و دیگری استاد اعظم، جناب آقای مهندس ابطحی میباشند. طبق شنیدهها و دیدهها (در موقع انتخاب واحد ترم پیشین، درس ارائه) بر آن شدیم در باره این درس با اهمیت دارِ جناب مهندس ابطحی، (خداییش درس خیلی خیلی مهمیه) یک مقادیری پرس و جو بنماییم تا زیر و بم آن را دریابیم. از دوستان کُهَن خود در این مقال مسئلت کردیم که باز هم بر خلاف گذشته، همه متفقالقول گفتند که «با حبیبی بردار» و «اگه با ابطحی برداری لِه میشی» و «مگه سادیسم داری که میخوای با ابطحی برداری؟» و جملات قصار دیگر! اما در جواب همهی آنها تنها یک حرف (حرف مردان Final Static است!) از دهان مبارکم خارج میشد و آن این بود: «مجبورم، میفهمی؟» (این ضربالمثل (در صیئی) هم داستانی دارد که احتمالا در گذشته آنرا جایی شنیدهاید) بعد از این پاسخِمن، یاران باوفا ابراز همدردی کردند و گریستند و نعرهها بزدند که تسلیت باد تو را! و عدهای هم بسان تابستان و ماجرای مُحاس، شروع کردند به قاه قاه خندیدن و تمسخر و چیزای دیگه! اما بعد از اینکه شنیدیم این جناب علاوه بر مشقاتی که متحمل میکند، نعماتی هم نصیب طُلابش مینماید (از قبیل علم و حکمت و ادب و همچنین نمره)، به این کلام مقدسِ بلند پایه رسیدیم که «ان مع العسر یسرا» ! و کمی از شدت اندوهمان کم شد. اما بازهم به یاد دیگر واحدهای ترم جاری افتادیم و یادآور شدیم که در ترم گذشته درس شیرین و زیبای پایگاه (غیر نظامی) دادهها به تعداد انگشت شماری (به یک روایت ۱ و روایتی دیگر ۲ عدد) از همکیشان ۵ای رسیدهبود. پس دوباره دو دستی بر سر خود کوفتیم که «بد بخت شدیم در ۶امین فصل زندگانی شریف(ی)ِمان». پس نیک نگاهی انداختیم به تارگاهِ ترمِمن.طیب.کام و دور اندیشی کردیم بر سالنیمِ جاری و حسرت خوردیم بر رندوم دیگر همکیشان. اما طبق این نظریه که هیچ چیزی غیر عمدی (رندوم) نیست، باز هم خدا را شکر کردیم که رزق و روزی ما را اینگونه قرار داد. به آن امید که یزدان نیکو دهش همواره از این رندومها نصیبمان گرداند. باز هم خدا رو شکر والسلام --محسن
+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 1:25  توسط Mohsen-Ahmad
|
|