|
یه روز یه برقیه و یه میکانیکیه و یه کامپیوتریه می خواستن سوار ماشین بشن. وقتی که میشینن می بینن که روشن نمی شه!
میکانیکیه میگه احتمالا مشکل از دیفرانسیلشه! برقیه میگه که احتمالا مشکل از شمعشعه که نمی تونه برق رو به پیستون ها برسونه! کامپیوتریه بر می گرده میگه: «اصلا نگران نباشید! همه پیاده میشیم، دوباره سوار می شیم، درست میشه» ![]() منبع اصلی جک رو نمی دونم، ولی به زودی اعلام می کنم! (بعد از اینکه تو کامنت ها اعتراض کرد!) ویرایش شد: از قول امین فضلی، این متن تو کتابی که مجلسی تو درس زبان درس داده، وجود داشته! پ.ن: اگه کامپیوتری نیستید و به نظرتون جالب نیومد، مشکل از گیرنده است! --محسن
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 21:21  توسط Mohsen-Ahmad
|
خداوند در سوره بقره می فرماید:
« و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه قالوا أتجعل فیها من یفسد فیها و یفسک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال انی اعلم مالا تعلمون » همه می دونستند که انسان روی زمین خون ریزی می کنه و فساد می کنه و ... . ولی بازهم ما خلیفه ی روی زمین شدیم. اگرم خوب دقت کنید، می بینید که بعد از خدا همه کاره روی زمین ماییم و تمام چیزهای روز زمین یه جورایی برای ما به وجود اومده. چرا خدا انسان رو خلیفه خودش روی زمین قرار داد؟ مگه انسان خون ریزی نمی کنه؟ مگه فساد نمی کنه؟ پس ما چی داشتیم/داریم که برای خلیفه شدن از ملائک ای که ذکر خدا رو می گن و ... ، محق تریم؟ دقت کنید که با توجه به آیه های بعدش، ابلیس که دارای اختیاره هم در بین ملائک بوده (و سجده نکرده و ...). پس نمی تونه جزو دلایلش اختیار داشتن آدم باشه. خدا چه چیزی رو می دونست که ملائک هم نمی دونستن؟ علم اسما چی بود که ملائک ظرفیت یادگیری شو نداشتند؟ به نظر من این غیر منطقیه که ملائک بتونن اون علم رو یاد بگیرن ولی خدا به خاطر برتری دادن انسان بر اونها بهشون یاد نداده باشه! از طرفی، در جاهای دیگه ی قرآن راجع به خلقت انسان یه چیزایی می خونیم که به نظرم جالبه یه جا داریم که "انسان ضعیف آفریده شده" و یه جای دیگه داریم که "کان ظلوما جهولا". همون طوری که می بینید، انسان دارای چیزیه که این معایب (و معایب دیگه) رو در برابر سایر موجودات (ملائک) برای خلافت روی زمین می پوشونه. یعنی ما چیزی داریم که باعث میشه با توجه به سایر نقاط ضعفمون و گناهانمون، بازهم خلیفه روی زمین بشیم. در بزرگ راه زندگی که همه دارن با شتاب زیادی حرکت می کنن، شاید خوب باشه که لحظه ای درنگ کنیم و به خودمون فکر کنیم. به کسانی که قبل از ما بودند و این راه رو رفتند. ببینیم چه سرنوشتی داشتن. امیدوارم آخر و عاقبت همگی مون به خیر بشه سر سفره افطار ما رو از یاد نبرید التماس دعا، --محسن
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 0:55  توسط Mohsen-Ahmad
|
در آغاز هیچ نبود، کلمه بود و آن کلمه خدا بود. و کلمه، بی زبانی که بخواندش، و بی اندیشه ای که بداندش، چگونه می تواند بود؟ و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 12:16  توسط Mohsen-Ahmad
بسمالله
تو این مدت تعدادی از دوستان ۶ایم ازم سوالاتی راجع به اینکه درس ساختار و زبان کامپیوتر رو استاد سربازی چطور ارائه میدهند و همچنین اینکه درس داده ساختار و مبانی الگوریتم دکتر قدسی چگونه است میپرسیدند و من هم در سطح توانم بهشون جواب میدادم. گفتم شاید بد نباشه که اینجا هم بنویسم که بقیه ی دوستان هم اگه مایلند استفاده کنند. ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 5:36  توسط Mohsen-Ahmad
|
گوگل بعد از میل خفنش و چیزای دیگه که داده، این دفعه رفته سراغ براوزر (Web Browser)
اسمشو هم گذاشته Google Chrome. ولی به خاطر تحریم و اینا، نمی گذاره که از ایران دانلودش کنیم. ولی یه جا هست که می تونید برنامه رو از اونجا بگیرید: http://www.winmatrix.com/forums/index.php?showtopic=19868 ویرایش شد: در صورتی که اون سایت فیلتر شده بود، از اینجا هم می تونید دانلودش کنید: من تازه دارم باهاش کار می کنم. از مشخصاتش اینو بگم که انگار این برنامه کدباز نیست (از قول داریوش) و تا اینجایی که من باهاش کار کردم، سرعتش خیلی خوبه! حتی بهتر از فایرفاکس امتحانش ضرری نداره. حجمش 7 مگابایته --محسن
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 23:23  توسط Mohsen-Ahmad
|
یادمه پارسال نزدیک سحر که بود، نزدیک سحر اولین روز ماه رمضان، یه اس ام اس به اکثر افراد موجود در گوشیم زدم که متنش یه شعر بود:
لحظه ی دیدار نزدیک است باز من دیوانه ام، مستم باز میلرزد دلم، دستم باز گویی در جهان دیگری هستم لحظه ی دیدار نزدیک است ...! التماس دعا --احمد
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 4:0  توسط Mohsen-Ahmad
|
ماه رمضان نزدیکه و از اون نزدیک تر (!!!) شب قدر (احتمالا):اول منبع رو بگم: سایت تبیانداستان:روزی یكی از یاران امام صادق علیه السلام به ایشان عرض كرد كه من به دو آیه در قرآن برخوردهام كه در پی چگونگی آن هستم ولی جوابش را پیدا نمیكنم. امام صادق علیه السلام به او فرمود: آن دو آیه كدامند؟ آن شخص میگوید به امام گفتم:[یكی] "اُدعُونِی اَستَجِب لَكُم" است، [با اینكه خود خدا در این آیه متعهد به استجابت دعاهایمان شدهاست، اما] ما دعا میكنیم ولی اجابتی نمیبینیم!؟ امام بزرگوار فرمودند: آیا خدا را دیدهای كه در وعده خود تخلف كند؟ گفتم: نه فرمود: پس چه؟ گفتم: نمیدانم. فرمود: اما من خبردارت میكنم كه: آنكه خداوند را در آنچه فرمان داده پیروی كند، آنگاه او را از راه و جهتش، دعا كند، [خدا قطعا] اجابتش میكند. امام فرمودند: شما به عهدی كه خدا با شما بسته بود وفا نكردید.... گفتگوی امام و آن شخص ادامه دارد و امام جهت دعا را برای او بیان میفرمایند كه من آن را به نشستی دیگر میگذارم تا مفصل دربارهی آن باهم حرف بزنیم. اما آنچه در این مقال درخور دقت است دو نكتهی زیر است: 1- ایمان به خدا، و وعدهاش، و اینكه قطعا به قولش وفادار است. 2- شرطی كه موجب عمل خداوند به پیمانش میشود دربارهی نكتهی اول باهم به گفتگو نشستیم كه وقتی دعا كردی حاجتت را دم در آماده بدان. اما نكتهی دوم:من دوست دارم هر آنچه با شما میگویم كلام امامان بزرگوارمان باشد نه حدیث نفس! تا هم خود استفاده نمایم و هم بر جان شما بنشیند حال دربارهی این موضوع نیز پای كلام نورانی امام صادق مینشینیم از كجا بدانیم ما به عهد خدا عمل كردهایم یا نه؟ روزی شخصی به امام صادق میگوید: خداوند میفرماید" اُدعُونِی اَستَجِب لَكُم" و حال آنكه ما دعا میكنیم وی چیزی برایمان مستجاب نمیشود؟ امام فرمودند: شما به عهدی كه خدا با شما بسته بود وفا نكردید چرا كه خداوند بلند مرتبه گفته "شما به پیمان من وفا كنید تا من نیز به پیمان شما وفا نمایم، أوفوا بعهدی أوف بعهدكم" به خدا قسم اگر شما به خدا وفادار بودید خدا نیز به شما وفا میكرد. خب، فكر كنم دیگر ابهامی در "ادعونی استجب لكم" باقینماندهباشد. التماس دعا --محسن
+ نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 0:20  توسط Mohsen-Ahmad
|
|